السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
260
تفسير الميزان ( فارسي )
دقيقى كه در همه امورش جريان دارد ، ممكن نيست صرفا به خاطر بازى و سرگرمى پديد آمده باشد ، و هيچ هدف و غرضى در نظر پديد آورنده اش نباشد ، پس به طور مسلم و بديهى بايد در پى اين نظام متحول و متغير و گردنده ، عالمى باشد كه نظام در آن ثابت و باقى باشد ، و در آن عالم اثر صلاح و فساد اين عالم ، ظهور پيدا كند ، صلاحى كه فطرت بشر بدان دعوت مىكرد ، و فسادى كه از آن نهى مىنمود ، و ما مىبينيم كه اثر صلاح و فساد ، كه همانا سعادت متقين و شقاوت مفسدين است در اين عالم محسوس ظاهر نشده ، و اين از محالات است كه خداى تعالى در فطرت بشر آن دعوت غريزى را و اين ردع و منع غريزى را به وديعه بسپارد ، در حالى كه نه آن دعوت اثرى در خارج داشته باشد و نه آن منع ، پس به طور يقين در اين ميان روزى وجود دارد كه در آن روز انسان صالح اثر صلاح خود را ، و انسان فاسد اثر فساد خود را مىبيند . پس اين آيات در معناى آيه زير است كه مىفرمايد : « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ » « 1 » با اين بيان و اين استدلال ثابت مىشود كه در اين ميان روزى هست كه انسان آن را ديدار خواهد كرد ، و در آن روز به جزاى آنچه كرده چه خير و چه شر مىرسد ، پس مشركين نمىتوانند در آن اختلاف نموده ، و يا شك كنند ، و يا بعضى ديگرشان آن را بعيد بشمارند ، و يا بعضى ديگرشان محال بدانند ، و يا بعضى ديگرشان با علم به آن از در عناد و لجاج منكرش شوند ، پس آمدن چنين روزى بديهى ، و وقوعش ضرورى است ، و جزاى در آن جاى شك نيست . از بعضى « 2 » از مفسرين چنين بر مىآيد كه خواستهاند بگويند : اين آيات در مقام اثبات قدرت است ، و اينكه عود - در قيامت - نظير بدء - آغاز - خلقت است ، آن خدايى كه توانست عالم را ابتداء خلق كند ، قادر است كه آن را دوباره اعاده دهد . اين استدلال هر چند كه در جاى خودش تمام و صحيح است ، و در كلام خداى تعالى هم به آن تمسك شده و ليكن استدلالى است بر امكان اعاده ، نه بر وقوع آن ، و سياق آيات مورد بحث مىخواهد وقوع آن را
--> ( 1 ) ما آسمان و زمين و آنچه بين آن دو است به باطل نيافريديم . اين پندار كسانى است كه كافر شدند ، پس ويل از آتش براى كسانى كه كافر شدند ، آيا پنداشتهاند كه ما مردم با ايمان و با عمل صالح را چون مفسدين در زمين قرار مىدهيم ؟ و يا پنداشتهاند كه با متقين و فجار يك جور معامله مىكنيم ؟ سوره ص ، آيه 28 . ( 2 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 171 .